تبليغاتX
وبلاگ شقایق
شاید این جمعه بیاید



 ::موضوع: تصاوير مذهبي

» نوشته شده توسط : محمد جعفر حسن زاده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386

[+] |

سال نو مبارک

امیدوارم سال پر برکتی داشته باشید لحظه سال تحویل میخوام جمکران باشیم از طرف همتون دعا می خونم



 ::موضوع:

» نوشته شده توسط : محمد جعفر حسن زاده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386

[+] |

شعر
 

امروز وقتی دلتنگ لحظه های نبودنت ، بودم
وقتی لبریز شده بودیم از نبودنهای بی دلیل این روزها !!!
تمام هستیت را درون سه نقطه های همیشگی ات جای دادی و به سویم نشانه رفتی
بی آنکه بدانی
من این روزها
هیچ نمی فهمم از سه نقطه ها و سکوت و بی
صداییت ...

 

 

براستی ......

ما چه ساده به هم پیوند زده بودیم ثانیه هامان را ......
به سادگی ......
من ناباورانه به باور بودنت رسیده بودم ......
تو باور لحظه های من شده بودی ......
اما افسوس ......

افسوس ......

باد مي آيد
موهايم
لاي باد مي پيچد
صورتم از دلتنگي
سرخ مي شود
لب دريا مي نشينم
و از ته دل
نبودنت را

آه مي كشم



 ::موضوع: شعر

» نوشته شده توسط : محمد جعفر حسن زاده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386

[+] |

الهه مهتاب

ای حاصل همه دوست داشتن٬

ای نفس:

در خلوت این غربت بی مهتاب ٬توبرای من آغاز یک مقصد سبز بودی

و میزبان آواز تنهایی من

در خلوت این غربت بی ستاره و کویر٬ تو برای من

پنجره ای شدی از پیچک و یک زمزمه لطیف٬

که هر دم آنجا کنار قصر پاییزی خاطره ها

حضورت را تکرار کردی حتی در مه آلودگی فضای اشکهایم

در خلوت این غربت بی تنفس و کبود

تو برایم نقش آرامش موج بودی و دستهایت جلوه گاه اصالت آفتاب

در خلوت سرد غربتی بی سخاوت٬تو حدیث آبی باران شدی

و مرا نرمتر از هر چه سرمستی است

به وصال گرم آیینه ها بردی

در آوار ظلمت فانوسهایی که آنطرفتر  همه خشکیها

همیشه بروی خوش باوریهایم بسته شد٬

تو برایم فانوس روشنی شدی عارفانه

وراه دادی که بیامیزم و سبز بخوانم به اشارت باران

تو ای الهه مهتاب:

ذهن سبز غرورم را با ترد احساسم ترانه ای می سازم به

 بالهای حادثه ای که التماس و خواهشش می خوانم

به تو:که بدانی  تا آندم که بی تمنا به کمین خاکهای سرد٬ تن به افتادگی می دهم

به تو دلباخته ام ٬ با تو گرمم و روشن و پیوند

بی تو خاموشم و ویران....



 ::موضوع: شعر

» نوشته شده توسط : محمد جعفر حسن زاده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386

[+] |

بارون

 

به قول بعضی عاشقا

باید بری زیر بارون

یه جور دیگه نگاه کنی

تو از زمین به آسمون

 

بارون چیه یه تیکه غم

چنگ میزنه توی سینم

هوای یارم میکنه

یواش یواش یه کم یه کم

 

صداي رعد و برق ميگه

آي آدما پاشيد ديگه

تا كي ميخواييد تو خواب باشيد

وقتشه كه بيدار بشيد

 

ادامه دارد...



 ::موضوع: دل نوشته ها

» نوشته شده توسط : محمد جعفر حسن زاده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386

[+] |


This Template designed by Amin BadieZadeh , Copyright © 2009 all rights reserved


سايت لينك باكس - بازديد خود را چند برابر کنيد